غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸۸ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

ببردی دلم را بدادی به زاغان

گرفتم گروگان خیالت به تاوان

۱

درآیی درآیم بگیری بگیرم

بگویی بگویم علامات مستان

۲

نشاید نشاید ستم کرد با من

برای گریبان دریدن ز دامان

۳

بیاور بیاور شرابی که گفتی

مگو که نگفتم مرنجان مرنجان

۴

شرابی شرابی که دل جمع گردد

چو دل جمع گردد شود تن پریشان

۵

نخواهم نخواهم شرابی بهایی

از آن بحر بگشا شراب فراوان

۶

ز تو باده دادن ز من سجده کردن

ز من شکر کردن ز تو گوهرافشان

۷

چنانم کن ای جان که شکرم نماند

وظیفه بیفزا دو چندان سه چندان

۸

بجوشان بجوشان شرابی ز سینه

بهاری برآور از این برگ ریزان

۹

خرابم کن ای جان که از شهر ویران

خراجی نجوید نه دیوان نه سلطان

۱۰

خمش باش ای تن که تا جان بگوید

علی میر گردد چو بگذشت عثمان

۱۱

خمش کردم ای جان بگو نوبت خود

توی یوسف ما توی خوب کنعان

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. زاغانتاوان
  2. بگیرممستان
  3. مندامان
  4. گفتیمرنجان
  5. گرددپریشان
  6. بهاییفراوان
  7. کردنگوهرافشان
  8. نماندچندان
  9. سینهریزان
  10. ویرانسلطان
  11. بگویدعثمان
  12. خودکنعان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.