تو کمترخوارهای هشیار میرو
میان کژروان رهوار میرو
۱تو آن خنبی که من دیدم ندیدی
مرا خنبک مزن ای یار میرو
۲ز بازار جهان بیزار گشتم
تو دلالی سوی بازار میرو
۳چو من ایزار پا دستار کردم
تو پا بردار و با دستار میرو
۴مرا تا وقت مردن کار این است
تو را کار است سوی کار میرو
۵مرا آن رند بشکستهست توبه
تو مرد صایمی ناهار میرو
۶شنیدی فضل شمس الدین تبریز
نداری دیده در اقرار میرو
۷