ز سوز شوق دل من همیزند عللا
که بوک دررسدش از جناب وصل صلا
۱دلست همچو حسین و فراق همچو یزید
شهید گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا
۲شهید گشته به ظاهر حیات گشته به غیب
اسیر در نظر خصم و خسروی به خلا
۳میان جنت و فردوس وصل دوست مقیم
رهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا
۴اگر نه بیخ درختش درون غیب ملیست
چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا
۵خموش باش و ز سوی ضمیر ناطق باش
که نفس ناطق کلی بگویدت افلا
۶