سبکتری تو از آن دم که میرسد ز صبا
ز دم زدن نشود سیر و مانده کس جانا
۱ز دم زدن که شود مانده؟ یا که سیر شود؟
تو آن دمی که خدا گفت یحیی الموتی
۲دهان گور شود باز و لقمهایش کند
چو بسته گشت دهان تن از دم احیا
۳دمم فزون ده تا خیک من شود پرباد
که تا شوم ز دم تو سوار بر دریا
۴مباد روزی کاندر جهان تو دَرنَدَمی
که یک گیاه نروید ز جمله صحرا
۵فروکش این دم زیرا تو را دمی دگر است
چو بسکلد ز لب این باد، آن بوَد برجا
۶