ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
وی رخت از این جای بدان جای کشیده
۱ای نرگس چشم و رخ چون لاله کجایی
از گور تو آن نرگس و آن لاله دمیده
۲اندر لحد بیدر و بیبام مقیمی
ای بر در و بر بام به صد ناز دویده
۳کو شیوه ابروی تو کو غمزه چشمت
ای چشم بد مرگ بدان هر دو رسیده
۴ای دست تو بوسه گه لبهای عزیزان
در دست فنا مانده تو با دست بریده
۵اینها همه سهل است اگر مرغ ضمیرت
بر چرخ پریده بود و دام دریده
۶صورت چه کم آید چه برد جان به سلامت
موزه چه کم آید چو بود پای رهیده
۷صد شکر کند جان چو رهد از تن و صورت
ای بیخبر از چاشنی جان جریده
۸کو لذت آب و گل و کو آب حیاتی
کو قبه گردونی و کو بام خمیده
۹یا رب چه طلسم است کز آن خلد نفوریم
ما در تک این دوزخ امشاج خزیده
۱۰محسود فلک بوده و مسجود ملایک
وز همت ناپاک ز ما دیو رمیده
۱۱باغ آی و ز باران سخن نرگس و گل چین
نرگس ندهد قطره ای از بام چکیده
۱۲بربند دهان از سخن و باده لب نوش
تا قصه کند چشم خمار از ره دیده
۱۳