این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده
پیغمبر عشق است ز محراب رسیده
۱آورده یکی مشعله آتش زده در خواب
از حضرت شاهنشه بیخواب رسیده
۲این کیست چنین غلغله در شهر فکنده
بر خرمن درویش چو سیلاب رسیده
۳این کیست بگویید که در کون جز او نیست
شاهی به در خانه بواب رسیده
۴این کیست چنین خوان کرم باز گشاده
خندان جهت دعوت اصحاب رسیده
۵جامی است به دستش که سرانجام فقیر است
زان آب عنب رنگ به عناب رسیده
۶دلها همه لرزان شده جانها همه بیصبر
یک شمه از آن لرزه به سیماب رسیده
۷آن نرمی و آن لطف که با بنده کند او
زان نرمی و زان لطف به سنجاب رسیده
۸زان ناله و زان اشک که خشک و تر عشق است
یک نغمه تر نیز به دولاب رسیده
۹یک دسته کلید است به زیر بغل عشق
از بهر گشاییدن ابواب رسیده
۱۰ای مرغ دل ار بال تو بشکست ز صیاد
از دام رهد مرغ به مضراب رسیده
۱۱خاموش ادب نیست مثلهای مجسم
یا نیست به گوش تو خود آداب رسیده
۱۲