هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
زرم بستان می چون زر مرا ده
۱به حق آن که در سر دارم از تو
چو خم را وا کنی سر سر مرا ده
۲به دیگر کس مده آنچم نمودی
مرا ده آن و آن دیگر مرا ده
۳سرش مگشا مگو نامش که آن چیست
اگر زهر است اگر شکر مرا ده
۴از آن می جعفر طیار خوردهست
شدم بیدست چون جعفر مرا ده
۵بپیما آن شرابی را که بویش
به از مشک است و از عنبر مرا ده
۶سقاهم ربهم رطلی شگرف است
نهان از مؤمن و کافر مرا ده
۷