الیوم من الوصل نسیم و سعود
الیوم اری الحب علی العهد فعودوا
۱رفتهست رقیب و بر آن یار نبود او
بیزحمت دشمن دم عشاق شنود او
۲یا قلب ابشرک به وصل و رحیق
ما فاتک من دهرک الیوم یعود
۳شکر است عدو رفته و ما همدم جامیم
ما سرخ و سپید از طرب و کور و کبود او
۴یا حب حنا نیک تجلیت بوصل
الروح فدا روحک بالروح تجود
۵ما را که برای دل حساد جفا گفت
امروز چو خلوت شد ما را بستود او
۶هذا قمر قد غلب الشمس بنور
من طالعه الیوم علی الشمس یسود
۷امروز نقاب از رخ خود ماه برانداخت
بر طلعت خورشید و مه و زهره فزود او
۸ما اکثر ما قد خفض العیش به هجر
للعیش من الیوم نهوض و صعود
۹پیوسته ز خورشید ستاند مه نو نور
این مه که به خورشید دهد نور چه بود او
۱۰یا قلب تمتع و طب ان شکورا
الحب شفیق لک و الله ودود
۱۱این دم سپه عشق چه خوش دست گشادند
چون یک گره از طره پربند گشود او
۱۲الحب الی المجلس والله سقانا
و السکر من القهوه کالدهر ولود
۱۳آن غم که ز عشاق بسی گرد برآورد
بیرون ز در است این دم و از بام فرود او
۱۴الیوم من العیش لقاء و شفا
الیوم من السکر رکوع و سجود
۱۵آن ساغر لاغرشده را داروی دل ده
دیر است که محروم شد از ذوق وجود او
۱۶یا قوم الی العشق انیبوا و اجیبوا
لما کتب الله علی العشق خلود
۱۷امروز صلا میزند این خفته دلان را
آن عشق سماوی که نخفت و نغنود او
۱۸العشق من الکون حیات و لباب
و العیش سوی العشق قشور و جلود
۱۹هر دوست که از عشق به دنیات کشاند
خود دشمن تو او است یقین دان و حسود او
۲۰لا تنطق فی العشق و یکفیک انین
فالمخلص للعاشق صبر و جحود
۲۱بس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگوید
دل خود چو بسوزد بدهد بوی چو عود او
۲۲