پیغام زاهدان را کآمد بلای توبه
با آن جمال و خوبی آخر چه جای توبه
۱هم زهد برشکسته هم توبه توبه کرده
چون هست عاشقان را کاری ورای توبه
۲چون از جهان رمیدی در نور جان رسیدی
چون شمع سر بریدی بشکن تو پای توبه
۳شرط است بیقراری با آهوی تتاری
ترک خطا چو آمد ای بس خطای توبه
۴در صید چون درآید بس جان که او رباید
یک تیر غمزه او صد خونبهای توبه
۵چون هر سحر خیالش بر عاشقان بتازد
گرد غبار اسبش صد توتیای توبه
۶از باده لب او مخمور گشته جانها
و آن چشم پرخمارش داده سزای توبه
۷تا باغ عاشقان را سرسبز و تازه کردی
حسنت خراب کرده بام و سرای توبه
۸ای توبه برگشاده بیشمس حق تبریز
روزی که ره نماید ای وای وای توبه
۹