ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی
عشق تو و جان من جز آتش و جز نی نی
۱بر کشته دیت باشد ای شادی این کشته
صد کشته هو دیدم امکان یکی هی نی
۲ای دیده عجایبها بنگر که عجب این است
معشوق بر عاشق با وی نی و بیوی نی
۳امروز به بستان آ در حلقه مستان آ
مستان خرف از مستی آن جا قدح و می نی
۴مستند نه از ساغر بنگر به شتر بنگر
برخوان افلا ینظر معنیش بر این پی نی
۵در مؤمن و در کافر بنگر تو به چشم سر
جز نعره یا رب نی جز ناله یا حی نی
۶آن جا که همیپویی زان است کز او سیری
زان جا که گریزانی جز لطف پیاپی نی
۷از ابجد اندیشه یا رب تو بشو لوحم
در مکتب درویشان خود ابجد و حطی نی
۸شمس الحق تبریزی آن جا که تو پیروزی
از تابش خورشیدت هرگز خطری دی نی
۹