غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲۷ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری

سلطان بچه‌ای آخر تا چند اسیری

۱

سلطان بچه را میر و وزیری همه عار است

زنهار به جز عشق دگر چیز نگیری

۲

آن میر اجل نیست اسیر اجل است او

جز وزر نیامد همه سودای وزیری

۳

گر صورت گرمابه نه‌ای روح طلب کن

تا عاشق نقشی ز کجا روح پذیری

۴

در خاک میامیز که تو گوهر پاکی

در سرکه میامیز که تو شکر و شیری

۵

هر چند از این سوی تو را خلق ندانند

آن سوی که سو نیست چه بی‌مثل و نظیری

۶

این عالم مرگ است و در این عالم فانی

گر ز آنک نه میری نه بس است این که نمیری

۷

در نقش بنی آدم تو شیر خدایی

پیداست در این حمله و چالیش و دلیری

۸

تا فضل و مقامات و کرامات تو دیدم

بیزارم از این فضل و مقامات حریری

۹

بی‌گاه شد این عمر ولیکن چو تو هستی

در نور خدایی چه به گاهی و چه دیری

۱۰

اندازه معشوق بود عزت عاشق

ای عاشق بیچاره ببین تا ز چه تیری

۱۱

زیبایی پروانه به اندازه شمع است

آخر نه که پروانه این شمع منیری

۱۲

شمس الحق تبریز از آنت نتوان دید

که اصل بصر باشی یا عین بصیری

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیری۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. زحیریاسیری
  2. استنگیری
  3. اووزیری
  4. کنپذیری
  5. پاکیشیری
  6. ندانندنظیری
  7. فانینمیری
  8. خداییدلیری
  9. دیدمحریری
  10. هستیدیری
  11. عاشقتیری
  12. استمنیری
  13. دیدبصیری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.