گر این سلطان ما را بنده باشی
همه گریند و تو در خنده باشی
۱وگر غم پر شود اطراف عالم
تو شاد و خرم و فرخنده باشی
۲وگر چرخ و زمین از هم بدرد
ورای هر دو جانی زنده باشی
۳به هفتم چرخ نوبت پنج داری
چو خیمه شش جهت برکنده باشی
۴همه مشتاق دیدار تو باشند
تو صد پرده فروافکنده باشی
۵چو اندیشه به جاسوسی اسرار
درون سینهها گردنده باشی
۶دلا بر چشم خوبان چهره بگشا
که اندیشد که تو شرمنده باشی
۷بدیشان صدقه میده چون هلالند
تو بدری از کجا گیرنده باشی
۸اگر خالی شوی از خویش چون نی
چو نی پر از شکر آکنده باشی
۹برو خرقه گرو کن در خرابات
چو سالوسان چرا در ژنده باشی
۱۰به عشق شمس تبریزی بده جان
که تا چون عشق او پاینده باشی
۱۱