دلا تا نازکی و نازنینی
برو که نازنینان را نبینی
۱در این رنگی دلا تا تو بلنگی
نیایی در چنان تا تو چنینی
۲در آیینه نبینی روی خوبان
که تا با خوی زشتت همنشینی
۳تو زیبا شو که این آیینه زیباست
تو بیچین شو که آیینه است چینی
۴مشو پنهان که غیرت در کمین است
همیبیند تو را کاندر کمینی
۵ز خود پنهان شدی سر درکشیدی
ببستی چشم تا خود را نبینی
۶به لب یاسین همیخوانی ولیکن
ز کینه جمله تن دندان چو سینی
۷