غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای دیده ز نم زبون نگشتی

وی دل ز فراق خون نگشتی

۱

وی عقل مگر تو سنگ جانی

چون مایه صد جنون نگشتی

۲

این یک هنرت هزار ارزد

کز عشق به هر فسون نگشتی

۳

لیک از تو شکایت است دل را

کز ناله چو ارغنون نگشتی

۴

ز اندیشه دوست بو نبردی

ز اندیشه خود فزون نگشتی

۵

زان گرم نگشته‌ای ز خورشید

کز خانه تن برون نگشتی

۶

چون گردش آفتاب دیدی

ماننده ذره چون نگشتی

۷

چون آب حیات خضر دیدی

چون صافی و آبگون نگشتی

۸

مرغ زیرک به پای آویخت

شکر است که ذوفنون نگشتی

۹

زان درس جماد علم آموخت

تو مردم یعلمون نگشتی

۱۰

شمس تبریز جان جان‌ها

ز اول بده ای کنون نگشتی

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نگشتیقافیه: ـون۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نگشتینگشتی
  2. جانینگشتی
  3. ارزدنگشتی
  4. رانگشتی
  5. نبردینگشتی
  6. خورشیدنگشتی
  7. دیدینگشتی
  8. دیدینگشتی
  9. آویختنگشتی
  10. آموختنگشتی
  11. جان‌هانگشتی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.