بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی
کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی
۱چون تو خواهی که شکرخایی غلط اندازی
ز پی خشم رهی ساعد و کف میخایی
۲صنما مغلطه بگذار و مگو تا فردا
چون توی پای علم نقد که را میپایی
۳ترشم گفتی و پیش شکر بیحد تو
عسل و قند چه دارند به جز سرکایی
۴گرچه من روترشم لیک خم سرکه نیم
ورچه هر جا بروم لیک نیم هرجایی
۵گر تو خوبی و منم آینه روی خوشت
پیش رو دار مرا چونک جهان آرایی
۶نی غلط گفتم سرمست بدم زفت زدم
کی بود آینه را با رخ تو گنجایی
۷نو فسونی است مرا سخت عجب پیشتر آ
تا به گوش تو فروخوانم ای بینایی
۸