مطرب چو زخمهها را بر تار میکشانی
این کاهلان ره را در کار میکشانی
۱ای عشق چون درآیی در عالم جدایی
این بازماندگان را تا یار میکشانی
۲کوری رهزنان را ایمن کنی جهان را
دزدان شهر دل را بر دار میکشانی
۳مکار را ببینی کورش کنی به مکری
چون یار را ببینی در غار میکشانی
۴بر تازیان چابک بندی تو زین زرین
پالانیان بد را در بار میکشانی
۵سوداییان ما را هر لحظه مینوازی
بازاریان ما را بس زار میکشانی
۶عشاق خارکش را گلزار مینمایی
خودکام گل طرب را در خار میکشانی
۷آن کو در آتش آید راهش دهی به آبی
و آن کو دود به آبی در نار میکشانی
۸موسی خاک رو را ره میدهی به عزت
فرعون بوش جو را در عار میکشانی
۹این نعل بازگونه بیچون و بیچگونه
موسی عصاطلب را در مار میکشانی
۱۰