هر چند بیگه آیی بیگاه خیز مایی
ای خواجه خانه بازآ بیگاه شد کجایی
۱برگ قفس نداری جز ما هوس نداری
یکتا چو کس نداری برخیز از دوتایی
۲جان را به عشق واده دل بر وفای ما نه
در ما روی تو را به کز خویشتن برآیی
۳بگذر ز خشک و از تر بازآ به خانه زوتر
از جمله باوفاتر آخر چه بیوفایی
۴لطفت به کس نماند قدر تو کس نداند
عشقت به ما کشاند زیرا به ما تو شایی
۵گر چشم رفت خوابش از عاشقی و تابش
بر ما بود جوابش ای جان مرتضایی
۶گر شاه شمس تبریز پنهان شود به استیز
در عشق او تو جان بیز تا جان شوی بقایی
۷