غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۸۳ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای

وی مطربی که آن غزل تر گرفته‌ای

۱

ای زهره‌ای که آتش در آسمان زدی

مریخ را بگو که چه خنجر گرفته‌ای

۲

از جان و از جهان دل عاشق ربوده‌ای

الحق شکار نازک و لاغر گرفته‌ای

۳

ای هجر تو ز روز قیامت درازتر

این چه قیامتی است که از سر گرفته‌ای

۴

ای آسمان چو دور ندیمانش دیده‌ای

در دور خویش شکل مدور گرفته‌ای

۵

پیلان شیردل چو کفت را مسخرند

این چند پشه را چه مسخر گرفته‌ای

۶

هان ای فقیر رو  ز فقیری گله مکن

زیرا که صد چو ملکت سنجر گرفته‌ای

۷

ای روی خویش دیده تو در روی خوب یار

آیینه‌ای عظیم منور گرفته‌ای

۸

ای دل طپان چرایی چون برگ هر دمی

چون دامن بهار معنبر گرفته‌ای

۹

ای چشم گریه چیست به هر ساعتی تو را

چون کحل از مسیح پیمبر گرفته‌ای

۱۰

هجده هزار عالم اگر ملک تو شود

بی روی دوست چیز محقر گرفته‌ای

۱۱

داری تکی که بگذری از خنگ آسمان

کاهل چرا شدی صفت خر گرفته‌ای

۱۲

خامش کن و زبان دگر گو و رسم نو

این رسم کهنه را چه مکرر گرفته‌ای

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفته‌ایقافیه: ـر۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گرفته‌ایگرفته‌ای
  2. زدیگرفته‌ای
  3. ربوده‌ایگرفته‌ای
  4. درازترگرفته‌ای
  5. دیده‌ایگرفته‌ای
  6. مسخرندگرفته‌ای
  7. مکنگرفته‌ای
  8. یارگرفته‌ای
  9. دمیگرفته‌ای
  10. راگرفته‌ای
  11. شودگرفته‌ای
  12. آسمانگرفته‌ای
  13. نوگرفته‌ای

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.