شاها بکش قطار که شهوار میکشی
دامان ما گرفته به گلزار میکشی
۱قطار اشتران همه مستند و کف زنان
بویی ببردهاند که قطار میکشی
۲هر اشتری میانه زنجیر میگزد
چون شهد و چون شکر که سوی یار میکشی
۳آن چشمهای مست به چشمت که ساقی است
گویند خوش بکش که به دیدار میکشی
۴ما کشت تو بدیم درودی به داس عشق
کردی ز که جدا و به انبار میکشی
۵سکسک بدیم و توسن و در راه صدق لنگ
رهوار از آن شدیم که رهوار میکشی
۶هر چند سالها ز چمن گل بچیدهایم
ناگه ز چشم بد به ره خار میکشی
۷ما کی غلط کنیم به هر سو کشی بکش
هر سو کشی به عشرت بسیار میکشی
۸شاهان کشند بنده بد را به انتقام
تو جانب کرامت و ایثار میکشی
۹زین لطف مجرمان را گستاخ کردهای
دزدان دار را خوش و بیدار میکشی
۱۰هر تخمه و ملول همیگویدم خموش
تو کردهای ستیزه به گفتار میکشی
۱۱سختی کشان ز گردش این چرخ در غم اند
بر رغم جمله چرخه دوار میکشی
۱۲ای شاه شمس مفخر تبریز نور حق
تو نور نور ندره به اقطار میکشی
۱۳