ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی
دم میدهی تو گرم و دم سرد میکشی
۱خالی است اندرون تو از بند لاجرم
خالی کننده دل و جان مشوشی
۲نقشی کنی به صورت معشوق هر کسی
هر چند امیی تو به معنی منقشی
۳ای صورت حقایق کل در چه پردهای
سر برزن از میانه بی چون شکروشی
۴نه چشم گشتهای تو و ده گوش گشته جان
دردم به شش جهت که تو دمساز هر ششی
۵ای نای سربریده بگو سر بیزبان
خوش میچشان ز حلق از آن دم که میچشی
۶آتش فتاد در نی و عالم گرفت دود
زیرا ندای عشق ز نی هست آتشی
۷بنواز سر لیلی و مجنون ز عشق خویش
دل را چه لذتی تو و جان را چه مفرشی
۸بویی است در دم تو ز تبریز لاجرم
بس دل که میربایی از حسن و از کشی
۹