غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۶۰ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی

کجا روم که نروید به پیش من دیوی ؟

۱

کی دید خربزه زاری لطیف بی‌ سر خر ؟

که من بجستم عمری ندیده‌ام باری

۲

بگو به نفس مصور مکن چنین صورت

از این سپس متراش این چنین بت ای مانی

۳

اگر نقوش مصور همه از این جنس اند

مخواه دیده بینا خنک تن اعمی

۴

دو گونه رنج و عذابست جان مجنون را

بلای صحبت لولی و فرقت لیلی

۵

ورای پرده یکی دیو زشت سر برکرد

بگفتمش که توی مرگ و جسک گفت آری

۶

بگفتم او را صدق که من ندیدستم

ز تو غلیظتر اندر سپاه بویحیی

۷

بگفتمش که دلم بارگاه لطف خداست

چه کار دارد قهر خدا در این مأوی

۸

به روز حشر که عریان کنند زشتان را

رمند جمله زشتان ز زشتی دنیی

۹

در این بدم که به ناگاه او مبدل شد

مثال صورت حوری به قدرت مولی

۱۰

رخی لطیف و منزه ز رنگ و گلگونه

کفی ظریف و مبرا ز حیله حنی

۱۱

چنانک خار سیه را بهارگه بینی

کند میان سمن زار گلرخی دعوی

۱۲

زهی بدیع خدایی که کرد شب را روز

ز دوزخی به درآورد جنت و طوبی

۱۳

کسی که دیده به صنع لطیف او خو داد

نترسد ار چه فتد در دهان صد افعی

۱۴

به افعیی بنگر کو هزار افعی خورد

شد او عصا و مطیعی به قبضه موسی

۱۵

از آن عصا نشود مر تو را که فرعونی

چو مهره دزدی زان رو به افعیی اولی

۱۶

خمش که رنج برای کریم گنج شود

برای مؤمن روضه‌ست نار در عقبی

۱۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـی۱۷ از ۱۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. بی‌معنیدیوی
  2. خرباری
  3. صورتمانی
  4. انداعمی
  5. رالیلی
  6. برکردآری
  7. ندیدستمبویحیی
  8. خداستمأوی
  9. رادنیی
  10. شدمولی
  11. گلگونهحنی
  12. بینیدعوی
  13. روزطوبی
  14. دادافعی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.