ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
۱در پرده حجاز بگو خوش ترانهای
من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست
۲از پرده عراق به عشاق تحفه بر
چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست
۳آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت
کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست
۴در خواب کردهای ز رهاوی مرا کنون
بیدار کن به زنگلهام کانم آرزوست
۵این علم موسقی بر من چون شهادتست
چون مؤمنم شهادت و ایمانم آرزوست
۶ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن
ای عشق نکتههای پریشانم آرزوست
۷ای باد خوش که از چمن عشق میرسی
بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست
۸در نور یار صورت خوبان همینمود
دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست
۹