غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

آخر بشنید آن مه آه سحر ما را

تا حشر دگر آمد امشب حشر ما را

۱

چون چرخ زند آن مه در سینه من گویم

ای دور قمر بنگر دور قمر ما را

۲

کو رستم دستان تا دستان بنماییمش

کو یوسف تا بیند خوبی و فر ما را

۳

تو لقمه شیرین شو در خدمت قند او

لقمه نتوان کردن کان شکر ما را

۴

ما را کرمش خواهد تا در بر خود گیرد

زین روی دوا سازد هر لحظه گر ما را

۵

چون بی‌نمکی نتوان خوردن جگر بریان

می‌زن به نمک هر دم بریان جگر ما را

۶

بی پای طواف آریم بی‌سر به سجود آییم

چون بی‌سر و پا کرد او این پا و سر ما را

۷

بی پای طواف آریم گرد در آن شاهی

کو مست الست آمد بشکست در ما را

۸

چون زر شد رنگ ما از سینه سیمینش

صد گنج فدا بادا این سیم و زر ما را

۹

در رنگ کجا آید در نقش کجا گنجد

نوری که ملک سازد جسم بشر ما را

۱۰

تشبیه ندارد او وز لطف روا دارد

زیرا که همی‌داند ضعف نظر ما را

۱۱

فرمود که نور من ماننده مصباح است

مشکات و زجاجه گفت سینه و بصر ما را

۱۲

خامش کن تا هر کس در گوش نیارد این

خود کیست که دریابد او خیر و شر ما را

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ما راقافیه: ـر۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. گویمرا
  3. بنماییمشرا
  4. اورا
  5. گیردرا
  6. بریانرا
  7. آییمرا
  8. شاهیرا
  9. سیمینشرا
  10. گنجدرا
  11. داردرا
  12. استرا
  13. اینرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.