یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید
یا نسیمیست کز آن سوی جهان میآید
۱یا رب این آب حیات از چه وطن میجوشد
یا رب این نور صفات از چه مکان میآید
۲عجب این غلغله از جوق ملک میخیزد
عجب این قهقهه از حور جنان میآید
۳چه سماعست که جان رقص کنان میگردد
چه صفیرست که دل بال زنان میآید
۴چه عروسیست چه کابین که فلک چون تتقیست
ماه با این طبق زر به نشان میآید
۵چه شکارست که این تیر قضا پرانست
ور چنین نیست چرا بانگ کمان میآید
۶مژده مژده همه عشاق بکوبید دو دست
کانک از دست بشد دست زنان میآید
۷از حصار فلکی بانگ امان میخیزد
وز سوی بحر چنین موج گمان میآید
۸چشم اقبال به اقبال شما مخمورست
این دلیلست که از عین عیان میآید
۹برهیدیت از این عالم قحطی که در او
از برای دو سه نان زخم سنان میآید
۱۰خوشتر از جان چه بود جان برود باک مدار
غم رفتن چه خوری چون به از آن میآید
۱۱هر کسی در عجبی و عجب من اینست
کو نگنجد به میان چون به میان میآید
۱۲بس کنم گرچه که رمزست بیانش نکنم
خود بیان را چه کنیم جان بیان میآید
۱۳