ساقیان سرمست در کار آمدند
مستیان در کوی خمار آمدند
۱حلقه حلقه عاشقان و بیدلان
بر امید بوی دلدار آمدند
۲بلبلان مست و مستان الست
بر امید گل به گلزار آمدند
۳هین که مخموران در این دم جوق جوق
بر در ساقی به زنهار آمدند
۴یک ندا آمد عجب از کوی دل
بی دل و بیپا به یک بار آمدند
۵از خوشی بوی او در کوی او
بیخود و بیکفش و دستار آمدند
۶بی محابا ده تو ای ساقی مدام
هین که جانها مست اسرار آمدند
۷عارفان از خویش بیخویش آمدند
زاهدان در کار هشیار آمدند
۸ساقیا تو جمله را یک رنگ کن
باده ده گر یار و اغیار آمدند
۹