جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید
جز نور بخش کردن خود از قمر چه آید
۱جز رنگهای دلکش از گلستان چه خیزد
جز برگ و جز شکوفه از شاخ تر چه آید
۲جز طالع مبارک از مشتری چه یابی
جز نقدهای روشن از کان زر چه آید
۳آن آفتاب تابان مر لعل را چه بخشد
وز آب زندگانی اندر جگر چه آید
۴از دیدن جمالی کو حسن آفریند
بالله یکی نظر کن کاندر نظر چه آید
۵ماییم و شور مستی مستی و بت پرستی
زین سان که ما شدستیم از ما دگر چه آید
۶مستی و مستتر شو بیزیر و بیزبر شو
بی خویش و بیخبر شو خود از خبر چه آید
۷چیزی ز ماست باقی مردانه باش ساقی
درده می رواقی زین مختصر چه آید
۸چون گل رویم بیرون با جامههای گلگون
مجنون شویم مجنون از خواب و خور چه آید
۹ای شه صلاح دین تو بیرون مشو ز صورت
بنما فرشتگان را تو کز بشر چه آید
۱۰