غزلیاتغزل شمارهٔ ۸۵۶ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریبرجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمددل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمد۱تا کی اشارت آید تو ناشنوده آریترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمد۲رفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشستهکز ثقل و از گرانی چون تل خرمن آمد۳