غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵۹ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

نی دیده هر دلی را دیدار می‌نماید

نی هر خسیس را شه رخسار می‌نماید

۱

الا حقیر ما را الا خسیس ما را

کز خار می‌رهاند گلزار می‌نماید

۲

دود سیاه ما را در نور می‌کشاند

زهد قدیم ما را خمار می‌نماید

۳

هرگز غلام خود را نفروشد و نبخشد

تا چیست اینک او را بازار می‌نماید

۴

شیریست پور آدم صندوق عالم اندر

صندوق درشدست او بیمار می‌نماید

۵

روزی که او بغرد صندوق را بدرد

کاری نماید اکنون بی‌کار می‌نماید

۶

صدیق با محمد بر هفت آسمانست

هر چند کو به ظاهر در غار می‌نماید

۷

یکیست عشق لیکن هر صورتی نماید

وین احولان خس را دوچار می‌نماید

۸

جمله گلست این ره گر ظاهرش چو خارست

نور از درخت موسی چون نار می‌نماید

۹

آب حیات آمد وین بانگ سیلابست

گفتار نیست لیکن گفتار می‌نماید

۱۰

سوگند خورده بودم کز دل سخن نگویم

دل آینه‌ست و رو را ناچار می‌نماید

۱۱

شمس الحقی که نورش بر آینه‌ست تابان

در جنبش این و آن را دیوار می‌نماید

۱۲

هر طبله که گشایم زان قند بی‌کرانست

کان را به نوع دیگر عطار می‌نماید

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌نمایدقافیه: ـار۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌نمایدمی‌نماید
  2. رامی‌نماید
  3. می‌کشاندمی‌نماید
  4. نبخشدمی‌نماید
  5. اندرمی‌نماید
  6. بدردمی‌نماید
  7. آسمانستمی‌نماید
  8. نمایدمی‌نماید
  9. خارستمی‌نماید
  10. سیلابستمی‌نماید
  11. نگویممی‌نماید
  12. تابانمی‌نماید
  13. بی‌کرانستمی‌نماید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.