نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند
که سخت دست درازند بسته پات کنند
۱نگفتمت که بدان سوی دام در دامست
چو درفتادی در دام کی رهات کنند
۲نگفتمت به خرابات طرفه مستانند
که عقل را هدف تیر ترهات کنند
۳چو تو سلیم دلی را چو لقمه بربایند
به هر پیاده شهی را به طرح مات کنند
۴بسی مثال خمیرت دراز و گرد کنند
کهت کنند و دو صد بار کهربات کنند
۵تو مرد دل تنکی پیش آن جگرخواران
اگر روی چو جگربند شوربات کنند
۶تو اعتماد مکن بر کمال و دانش خویش
که کوه قاف شوی زود در هوات کنند
۷هزار مرغ عجب از گل تو برسازند
چو ز آب و گل گذری تا دگر چههات کنند
۸برون کشندت از این تن چنان که پنبه ز پوست
مثال شخص خیالیت بیجهات کنند
۹چو در کشاکش احکام راضیت یابند
ز رنجها برهانند و مرتضات کنند
۱۰خموش باش که این کودنان پست سخن
حشیشیاند و همین لحظه ژاژخات کنند
۱۱