بیا که ساقی عشق شرابباره رسید
خبر ببر بر بیچارگان که چاره رسید
۱امیر عشق رسید و شرابخانه گشاد
شراب همچو عقیقش به سنگ خاره رسید
۲هزار چشمه شیر و شکر روان شد از او
شکاف کرد و به طفلان گاهواره رسید
۳هزار مسجد پر شد چو عشق گشت امام
صلوه خیر من النوم از آن مناره رسید
۴بریز دیگ حلیماب را که کاسه رسید
گشاده هِل سَرِ خُم را که دُردخواره رسید
۵چو آفتاب جمالش به خاکیان درتافت
زحل ز پرده هفتم پی نظاره رسید
۶شدیم جمله فریدون چو تاج او دیدیم
شدیم جمله منجم چو آن ستاره رسید
۷شدیم جمله برهنه چو عشق او زد راه
شدیم جمله پیاده چو او سواره رسید
۸چو پاره پاره درآمد به لطف آن دلبر
بدان طمع دل پرخون پاره پاره رسید
۹بده زبان و همه گوش شو در این حضرت
شتاب کن که پی گوش گوشواره رسید
۱۰