غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۶ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

درخت و برگ برآید ز خاک این گوید

که «خواجه هر چه بکاری تو را همان روید»

۱

تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکار

که چیست قیمت مردم؟ هر آنچ می‌جوید

۲

بشو دو دست ز خویش و بیا به خوان بنشین

که آب بهر وی آمد که دست و رو شوید

۳

زهی سلیم که معشوق او به خانه اوست

به سوی خانه نیاید؛ گزاف می‌پوید

۴

به سوی مریم آید دوانه گر عیسی‌ست

وگر خر است بهل تا کمیز خر بوید

۵

کسی که همره ساقی‌ست چون بود هشیار؟

چرا نباشد لمتر؟ چرا نیفزوید؟

۶

کسی که کان عسل شد ترش چرا باشد؟

کسی که مرده ندارد بگو چرا موید؟

۷

تو را بگویم پنهان که گل چرا خندد

که گلرخیش به کف گیرد و بینبوید

۸

بگو غزل که به صد قرن خلق این خوانند

نسیج را که خدا بافت آن نفرسوید

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـوید۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گویدروید
  2. مکارمی‌جوید
  3. بنشینشوید
  4. اوستمی‌پوید
  5. عیسی‌ستبوید
  6. هشیارنیفزوید
  7. باشدموید
  8. خنددبینبوید
  9. خوانندنفرسوید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.