بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
که باز نوبت آن شد که توبهها شکنند
۱هزار توبه و سوگند بشکنند آن دم
که غمزههای دلارام طبل حسن زنند
۲چو یار مست خرابست و روز روز طرب
به غیر شنگی و مستی بیا بگو چه کنند
۳به گوش هوش بگفتم به آب روی برو
که این دم ار که قافی هم از بنت بکنند
۴ز بس که خرقه گرو برد پیر باده فروش
کنون به کوی خرابات جمله بوالحسن اند
۵بگیر مطرب جانی قنینه کانی
نواز تنتن تنتن که جمله بیتو تنند
۶مقیم همچو نگین شو به حلقه عشاق
که غیر حلقه عشاق جمله ممتحنند
۷به جان جمله مردان که هر که عاشق نیست
همه زنند به معنی ببین زنان چه زنند
۸به جان جمله جانها که هر کش آن جان نیست
همه تنند نگه کن فروتنان چه تنند
۹خموش باش که گفتی از این سپیتر چیست
خسان سیاه گلیمند اگر چه یاسمنند
۱۰