غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۳ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بگو به گوش کسانی که نور چشم منند

که باز نوبت آن شد که توبه‌ها شکنند

۱

هزار توبه و سوگند بشکنند آن دم

که غمزه‌های دلارام طبل حسن زنند

۲

چو یار مست خرابست و روز روز طرب

به غیر شنگی و مستی بیا بگو چه کنند

۳

به گوش هوش بگفتم به آب روی برو

که این دم ار که قافی هم از بنت بکنند

۴

ز بس که خرقه گرو برد پیر باده فروش

کنون به کوی خرابات جمله بوالحسن اند

۵

بگیر مطرب جانی قنینه کانی

نواز تنتن تنتن که جمله بی‌تو تنند

۶

مقیم همچو نگین شو به حلقه عشاق

که غیر حلقه عشاق جمله ممتحنند

۷

به جان جمله مردان که هر که عاشق نیست

همه زنند به معنی ببین زنان چه زنند

۸

به جان جمله جان‌ها که هر کش آن جان نیست

همه تنند نگه کن فروتنان چه تنند

۹

خموش باش که گفتی از این سپیتر چیست

خسان سیاه گلیمند اگر چه یاسمنند

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـنند۹ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. منندشکنند
  2. دمزنند
  3. طربکنند
  4. بروبکنند
  5. فروشاند
  6. کانیتنند
  7. عشاقممتحنند
  8. نیستزنند
  9. نیستتنند
  10. چیستیاسمنند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.