به یارکان صفا جز می صفا مدهید
چو میدهید بدیشان جدا جدا مدهید
۱در این چنین قدح آمیختن حرام بود
به عاشقان خدا جز می خدا مدهید
۲برهنگان ره از آفتاب جامه کنید
برهنگان ره عشق را قبا مدهید
۳چو هیچ باد صبایی به گردشان نرسد
به جانشان خبر از وعده صبا مدهید
۴به بوی وصل اگر عاشقی قرار گرفت
بهانه را نپذیرم بهانهها مدهید
۵شراب حاضر و معشوق مست و من عاشق
مرا قرار نباشد به بو مرا مدهید
۶شراب آتش و ما زادهایم از آتش
اگر حریف شناسید جز به ما مدهید
۷برای زخم چنین غازیان بود مرهم
کسی که درد ندارد بدو دوا مدهید
۸چو تاج مفخر تبریز شمس دین آمد
لقای هر دو جهان جز بدان لقا مدهید
۹