میان باغ، گل سرخ، های و هو دارد
که «بو کنید دهان مرا چه بو دارد!»
۱پیالهای به من آورد لاله که «بخوری؟»
خورم؛ چرا نخورم؟ بنده هم گلو دارد
۲گلو چه حاجت مینوش بیگلو و دهان
رحیق غیب که طعم سقا همو دارد
۳چو سال سال نشاطست و روز روز طرب
خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد
۴چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل
کسی که ساقی باقی ماه رو دارد
۵به آفتاب جلالت که ذره ذره عشق
نهان به زیر قبا ساغر و کدو دارد
۶سؤال کردم از گل که بر که میخندی
جواب داد بدان زشت کو دو شو دارد
۷غلام کور که او را دو خواجه میباید
چو سگ همیشه مقام او میان کو دارد
۸سؤال کردم از خار کاین سلاح تو چیست
جواب داد که گلزار صد عدو دارد
۹هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست
چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد
۱۰ز شمس مفخر تبریز پرس کاین از چیست
وگرچه دفع دهد دم مخور که او دارد
۱۱