سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
زعفران لاله را حکایت کرد
۱چون جدا گشت عاشق از معشوق
نیمهای خنده بود و نیمی درد
۲سست پایی بمانده بر جایی
پاک میکرد از رخ مه گرد
۳دست میکوفت نیز میلافید
کاین چنین صنعتی کسی ناورد
۴صعوه پرشکستهای دیدی
بیضه چرخ زیر پر پرورد
۵باز شد خنده خانه این جا
رو بجو یار خندهای ای مرد
۶ناز تا کی کنند این زشتان
بازگونه همیرود این نرد
۷جفت و طاق از چه روی میبازند
چون ندانند جفت را از فرد
۸بهل این تا به یار خویش رویم
آنک رویش هزار لاله و ورد
۹