دیدهها شب فراز باید کرد
روز شد دیده باز باید کرد
۱ترک ما هر طرف که مرکب راند
آن طرف ترکتاز باید کرد
۲مطبخ جان به سوی بیسوییست
پوز آن سو دراز باید کرد
۳چون چنین کان زر پدید آمد
خویش را جمله گاز باید کرد
۴جامهٔ عمر را ز آب حیات
چون خضِر خوشطراز باید کرد
۵چون غیورست آن نبات حیات
زین شکر احتراز باید کرد
۶چون چنین نازنین به خانهٔ ماست
وقت نازست، ناز باید کرد
۷با گل و خار ساختن مردیست
مرد را ساز ساز باید کرد
۸قبلهٔ روی او چو پیدا شد
کعبهها را نماز باید کرد
۹سجدههایی که آن سری باشد
پیش آن سر فراز باید کرد
۱۰پیش آن عشق عاقبت محمود
خویشتن را ایاز باید کرد
۱۱چون حقیقت نهفته در خمشیست
ترک گفت مجاز باید کرد
۱۲