قصایدقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۱ ناصرخسروشاعرناصرخسرومجموعهقصایدقالبقصیدهوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتا کی از آرزوی جاه و خطربه در شاه و زی امیر شوی؟۱دشمن من شدی بدانکه چو منحاضر آیم تو می حسیر شوی۲جهد آموختن بباید کردگرت باید که بینظیر شوی۳که نمیرند جمله باخطرانتا تو، ای بیخطر، خطیر شوی۴