ای به سر برده خیره عمر طویل
همه بر قال قال و گفتن قیل
۱خبر آری که این روایت کرد
جعفر از سعد و سعد از اسمعیل
۲که پسر بود دو مر آدم را
مه قابیل و کهترش هابیل
۳مر کهین را خدای ما بگزید
تا بکشتش بدین حسد قابیل
۴اندر این قصه نفع و فایده چیست؟
بنمای آن و بفگن این تطویل
۵گر مراد تو زین سخن قصه است
نیست این قصه سخت خوب و نبیل
۶چون نخوانی حدیث دعد و رباب
یا حدیث بثینه و ان جمیل؟
۷کان ازین خوشتر است، داده بده
خشم یک سو فگن بیار دلیل
۸ور ندانی تو یار قابیلی
مانده جاوید در عذاب وبیل
۹نیست آگاهیت که پر مثل است
ای خردمند سر به سر تنزیل
۱۰کعبه را می که خواست کرد خراب؟
سورةالفیل را بده تفصیل
۱۱گر ندانی که این مثل بر کیست
بروی بر طریق ملعون پیل
۱۲نیست تنزیل سوی عقل مگر
آب در زیر کاه بیتاویل
۱۳اندر افتی به چاه نادانی
چون نیابی به سوی علم سبیل
۱۴هیچ مردم مگر به نادانی
بر سر خویش کی زند سجیل؟
۱۵هیچ کس دیدهای که گفت «منم
عدوی جبرئیل و میکائیل»؟
۱۶یا چه گوئی سرای پیغمبر
جز به بیدانشی فروخت عقیل؟
۱۷بفگن از پشت خویش جهل و بدانک
جهل باری است سخت زشت و ثقیل
۱۸دل و همت بلند و روشن کن
روی روشن چه سود و قد چو میل؟
۱۹چون نیاموختی چه دانی گفت؟
چیز برناید از تهی زنبیل
۲۰کردی از بر قران و پیش ادیب
نحو سعدان نخوانده، صرف خلیل
۲۱وانگهی «قال قال حدثنا»
گفتهای صدهزار بر تقلیل
۲۲چه به کار اینت؟ چون ز مشکلها
آگهی نیستت کثیر و قلیل
۲۳تا نرفتی به حج نهای حاجی
گرچه کردی سلب کبود به نیل
۲۴تن به علم و عمل فریشته کن
نام چه صالح و چه اسمعیل
۲۵تره و سرکه هست و نانت نیست
قامتت کوته است و جامه طویل
۲۶آب و قندیل هست با تو ولیک
روغنت هیچ نیست در قندیل
۲۷لاجرم چونت مرد پیش آید
زو ببایدت جست میل به میل
۲۸از تو زایل نگشت علت جهل
چون طبیبیت کرد عزرائیل
۲۹با سبکسار کس مکن صحبت
تا نمانی حقیر و خوار و ذلیل
۳۰ز استر و محملت فرود افتی
ای پسر، چون سبک بودت عدیل
۳۱مگزین چیز بر سخا که ثنا
ماهی است و سخا برو نشپیل
۳۲دود دوزخ نبیند ایچ سخی
بوی جنت نیابد ایچ بخیل
۳۳جز که در کار دین و جستن علم
در همه کارها مکن تعجیل
۳۴چون بود بر حرام وقف تنت
یا بود بر هجا زبانت سبیل
۳۵به همه عمر مر تو را نبود
جز که دیو لعین ندیم و وکیل
۳۶ذوالجلال از تو هیچ راضی نیست
چند جوئی رضای میر جلیل؟
۳۷بنکوهی جهود و ترسا را
تو چه داری بر این دو تن تفضیل؟
۳۸چون ندانی که فضل قرآن چیست
پس چه فرقان تو را و چه انجیل
۳۹سیل مرگ از فراز قصد تو کرد
خیز، برخیز از مهول مسیل
۴۰کردهای هیچ توشهای ره را؟
نیک بنگر یکی به رای اصیل
۴۱بنگر آن هول روز را که کند
هول او کوه را کثیب مهیل
۴۲بد بدل شد به نیکت ار نکنی
مر گزیدهٔ خدای را تبدیل
۴۳وز جهان علم دین بری و سخا
حکمت و پند ماند از تو بدیل
۴۴شعر حجت بدیل حجتدار
پر ز معنی خوب و لفظ جزیل
۴۵