چونکه نکو ننگری جهان چون شد؟
خیر و صلاح از جهان جهان چون شد؟
۱هیچ دگرگون نشد جهان جهان
سیرت خلق جهان دگرگون شد
۲جسم تو فرزند طبع و گردون است
حالش گردان به زیر گردون شد
۳تو که لطیفی به جسم دون چه شوی
همت گردون دون اگر دون شد؟
۴چون الفی بود مردمی به مثل
چونک الف مردمی کنون نون شد؟
۵چاکر نان پاره گشت فضل و ادب
علم به مکر و به زرق معجون شد
۶زهد و عدالت سفال گشت و حجر
جهل و سفه زر و در مکنون شد
۷ای فلک زود گرد، وای بران
کو به تو، ای فتنهجوی مفتون شد
۸هر که به شمع خرد ندید رهت
پیش تو مدهوش گشت و شمعون شد
۹از چه درآئی همی درون که چنین
مردمی از خلق جمله بیرون شد؟
۱۰فعل همه جور گشت و مکر و جفا
قول همه زرق و غدر و افسون شد
۱۱ملک جهان گر به دست دیوان بد
باز کنون حالها همیدن شد
۱۲باز همایون چو جغد گشت خری
جغدک شوم خری همایون شد
۱۳سر به فلک برکشید بیخردی
مردمی و سروری در آهون شد
۱۴باد فرومایگی وزید، وزو
صورت نیکی نژند و محزون شد
۱۵خاک خراسان چو بود جای ادب
معدن دیوان ناکس اکنون شد
۱۶حکمت را خانه بود بلخ و، کنون
خانهش ویران و بخت وارون شد
۱۷ملک سلیمان اگر خراسان بود
چونکه کنون ملک دیو ملعون شد؟
۱۸خاک خراسان بخورد مر دین را
دین به خراسان قرین قارون شد
۱۹خانهٔ قارون نحس را به جهان
خاک خراسان مثال و قانون شد
۲۰بندهٔ ایشان بدند ترکان، پس
حال گه ایدون و گاه ایدون شد
۲۱بندهٔ ترکان شدند باز، مگر
نجم خراسان نحس و مخبون شد
۲۲چاکر قفچاق شد شریف ز دل
حرهٔ او پیشکار خاتون شد
۲۳لاجرم ار ناقصان امیر شدند
فضل به نقصان و، نقص افزون شد
۲۴دل به گروگان این جهان ندهم
گرچه دل تو به دهر مرهون شد
۲۵سوی خردمند گرگ نیست امین
گر سوی تو گرگ نحس مامون شد
۲۶آدم جهل و جفا و شومی را
جان تو بدبخت خاک مسنون شد
۲۷سوی تو ضحاک بد هنر ز طمع
بهتر و عادل تر از فریدون شد
۲۸تات بدیدم چنین اسیر هوا
بر تو دلم دردمند و پرخون شد
۲۹دل به هوا چون دهی که چون تو بدو
بیشتر از صدهزار مرهون شد؟
۳۰از ره دانش بکوش و اهرون شو
زیراک اهرون به دانش اهرون شد
۳۱جامه به صابون شدهاست پاک و، خرد
جامهٔ جان را بزرگ صابون شد
۳۲رسته شد از نار جهل هر که خرد
جان و دلش را ستون و پرهون شد
۳۳پند پدر بشنو ای پسر که چنین
روز من از راه پند میمون شد
۳۴جان لطیفم به علم بر فلک است
گرچه تنم زیر خاک مسجون شد
۳۵