میرسد نوروز عید و میدهد بوی بهار
باد فرخ بر جناب شاه گردون اقتدار
۱قهرمان چار عنصر پادشاه شش جهت
آفتاب هفت کشور سایهٔ پروردگار
۲شیخ ابوسحاق سلطان جهان دارای دهر
خسرو گیتی ستان جمشید افریدون شعار
۳پادشاهی کاورد زخم سنانش روز رزم
دهر را در اضطراب و چرخ را در زینهار
۴برق خشمش بیقرار و موج قهرش بی امان
فیض جودش بی قیاس و بحر لطفش بی کنار
۵وصف او بیرون ز هر معنی که آری در سخن
جود او افزون ز هر صورت که آید در شمار
۶ماه بر درگاه امرش مسرعی فرمان پذیر
آفتاب از حسن جاهش بندهٔ خنجر گذار
۷پادشاها دیدهٔ اهل جهان روشن به تست
این جهان را بزمت از کیخسرو و جم یادگار
۸میزند خورشید از رای جهانگیر تو لاف
میکند گردون به خاک آستانت افتخار
۹چاکرانت را ملازم بخت و دولت بر یمین
بندگانت را مقارن فتح و نصرت بر یسار
۱۰ملک میبخشی و میبودند شاهان ملکگیر
تاج میبخشی و میبودند شاهان تاجدار
۱۱اطلس نه توی این چرخ مقرنس شکل را
کردهاند از بهر عالی بارگاهت برکنار
۱۲روز رزم از بانگ رعد کوس و برق تیغ تیز
کوه را در جنبش آرد بحر را در اضطرار
۱۳قامت گردون شود چون قد چوگان خم پذیر
کلهٔ شیرافکنان چون گوی گردان خاکسار
۱۴روی صحرا گردد از زخم سم اسبان ستوه
تل و هامون گردد از خون دلیران لالهزار
۱۵نیزه برباید تن مردان جنگی را ز تن
حدت پیکان کند از جوشن جانها گذار
۱۶خنجر تیز تو هامونرا کند دریای خون
آتش قهر تو از دریا برانگیزد غبار
۱۷باد عمرت بی قیاس و باد عیشت بر دوام
باد بختت کامران و باد جاهت پایدار
۱۸