غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱ عبید زاکانی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دگر برون شدنم زین دیار ممکن نیست

دگر غریبیم از کوی یار ممکن نیست

۱

مرا از آن لب شیرین و زلف و عارض تو

شکیب و طاقت و صبر و قرار ممکن نیست

۲

دلا بکوش مگر دامنش به دست آری

که وصل بی‌طلب و انتظار ممکن نیست

۳

من اینکه عشق نورزم مرا به سر نرود

من اینکه می نخورم در بهار ممکن نیست

۴

در آن دیار که مائیم حالیا آنجا

مسافران صبا را گذار ممکن نیست

۵

عبید هم غزلی گاه گاه اگر بتوان

بگو که خوشتر از این یادگار ممکن نیست

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ممکن نیستقافیه: ـار۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. تونیست
  3. آرینیست
  4. نرودنیست
  5. آنجانیست
  6. بتواننیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عبید زاکانی

۲۸۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱۰۶ شعر) قرار دارد.