غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹ عبید زاکانی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداخت

مرا به بیخودی آوازه در جهان انداخت

۱

ز شرح زلف تو موئی هنوز نا گفته

دلم هزار گره در سر زبان انداخت

۲

دهان تو صفتی از ضعیفیم میگفت

مرا ز هستی خود نیک در گمان انداخت

۳

کمان ابروی پیوسته میکشی تا گوش

بدان امید که صیدی کجا توان انداخت

۴

ز دلفریبی مویت سخن دراز کشید

لب تو نکتهٔ باریک در میان انداخت

۵

عجب مدار که در دور روی و ابرویت

سپر فکند مه از عجز تا کمان انداخت

۶

ز سرّ عشق هر آنچ از عبید پنهان بود

سرشک جمله در افواه مردمان انداخت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: انداختقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«انداخت» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. انداختانداخت
  2. گفتهانداخت
  3. میگفتانداخت
  4. گوشانداخت
  5. کشیدانداخت
  6. ابرویتانداخت
  7. بودانداخت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عبید زاکانی

۲۸۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱۰۶ شعر) قرار دارد.