همیشه تا سپر مهر زرفشان باشد
غلام سایهٔ چتر خدایگان باشد
۱جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق
که پادشاه جهانست تا جهان باشد
۲سزد که سر به فلک در نیاورد ز علو
کسی که بندهٔ این شاه کامران باشد
۳خدایگانا گردون پیر میخواهد
که در حمایت آن دولت جوان باشد
۴کمینه بندهای از چاکران این درگاه
هزار چون جم و دارا و اردوان باشد
۵ز بهر سائل و زایر خجسته خامهٔ تو
گره گشای در گنج شایگان باشد
۶براق سیر سمند جهان بورت را
ظفر ملازم و اقبال همعنان باشد
۷گه نبرد ز دشمن کشان به لشگرگاه
کسی که پشت نماید مگر گمان باشد
۸به زخم گرز گران خورد کن سر اعدا
چنانکه عادت شاهان خردهدان باشد
۹چو زلف و چشم بتان هرکه فتنه انگیزد
ز عدل شاه پریشان و ناتوان باشد
۱۰به روز رزم ببین پهلوانی خسرو
که پادشاه کم افتد که پهلوان باشد
۱۱فدای خاک در کبریات خواهد بود
عبید را نه یکی گر هزار جان باشد
۱۲بقای عمر تو بادا که خوشتر از همه چیز
بقای سرمد و اقبال جاودان باشد
۱۳