غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹ عبید زاکانی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نه به ز شیوهٔ مستان طریق ورائی هست

نه به ز کوی مغان گوشه‌ای و جائی هست

۱

دلم به میکده زان میکشد که رندان را

کدورتی نه و با یکدگر صفائی هست

۲

ز کنج صومعه از بهر آن گریزانم

که در حوالی آن بوریا ریائی هست

۳

گرت به دیر مغان ره دهند از آن مگذر

قدم بنه که در آن کوچه آشنائی هست

۴

فراغ از دل درویش جو که مستغنی است

ز هرکجا که امیری و پادشاهی هست

۵

به عیش کوش و مپندار همچو نااهلان

که عمر را عوض و وقت را قضائی هست

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: هستقافیه: ـائی۵ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. هستهست
  2. راهست
  3. گریزانمهست
  4. مگذرهست
  5. استهست
  6. نااهلانهست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عبید زاکانی

۲۸۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱۰۶ شعر) قرار دارد.