ای بی خبر ز منزل و پیش آهنگ
دور از تو همرهان تو صد فرسنگ
۱در راه راست، کج چه روی چندین
رفتار راست کن، تو نهای خرچنگ
۲رخسار خویش را نکنی روشن
ز آیینهٔ دل ار نزدایی زنگ
۳چون گلشنی است دل که در آن روید
از گلبنی هزار گل خوش رنگ
۴در هر رهی فتاده و گمراهی
تا نیست رهبرت هنر و فرهنگ
۵چشم تو خفته است، از آن هر کس
زین باغ سیب میبرد و نارنگ
۶این روبهک به نیت طاوسی
افکنده دم خویش به خم رنگ
۷بازیچههاست گنبد گردان را
نامی شنیدهای تو ازین شترنگ
۸در دام بسته شبرو چرخت سخت
در بر گرفته اژدر دهرت تنگ
۹انجام کار در فکند ما را
سنگیم ما و چرخ چو غلماسنگ
۱۰خار جهان چه میشکنی در چشم
بر چهره چند میفکنی آژنگ
۱۱سالک به هر قدم نفتد از پا
عاقل ز هر سخن نشود دلتنگ
۱۲تو آدمی نگر که بدین رتبت
بیخود ز باده است و خراب از بنگ
۱۳گوهرفروش کان قضا، پروین
یک ره گهر فروخته، صد ره سنگ
۱۴