بطرف گلشنی، در نوبهاری
گلی خودرو، دمید از جو کناری
۱درخشنده، چو اندر درج گوهر
فروزنده، چو بر افلاک اختر
۲بدو گل گفت، کای شوخ سبکسار
بجوی و جر، گل خودروست بسیار
۳تو در هر جا که بنشینی، گیاهی
بهر راهی که روئی، خار راهی
۴در اینجا، نکتهدانان بی شمارند
شما را در شمار ما نیارند
۵بسوی چون توئی، خوبان نبینند
وگر روزی ببینندت، نچینند
۶شود گر باغبان، آگاه ازین کار
کند کار ترا ایام، دشوار
۷شرار کیفرت، دامن بگیرد
وبال هستیت، گردن بگیرد
۸ز گلشن بر کنندت، خواه ناخواه
کنندت پایمال، اندر گذرگاه
۹بدین بی رنگی و پستی و زشتی
چرا اندر ردیف ما نشستی
۱۰بگفتا نام هر کس در شماری است
مرا نیز اندرین ملک، اعتباری است
۱۱کس کاین نقش بر گل مینگارد
حساب خار و خس را نیز دارد
۱۲ترا گر باغبانی بود چالاک
مرا هم باغبانی کرد افلاک
۱۳ترا گر کرد استاد آبیاری
مرا هم آب داد ابر بهاری
۱۴شما را گرچه رونق بیشتر بود
سوی ما نیز، گردون را نظر بود
۱۵چه ترسانی ز آسیب شرارم
چه کردم تا بسوزد روزگارم
۱۶چه بودستیم جز خواب و خیالی
که گیرد گردن ما را وبالی
۱۷مرا در باغ، محکم ریشهای نیست
ز داس و تیشهام، اندیشهای نیست
۱۸بگامی میتوان بنیاد ما کند
بهی میتوان از هم پراکند
۱۹جمال هر گلی، در جلوه و پوست
چه فرق، ار نو گلی پاکیزه، خودروست
۲۰چه دانستی که ما را رنگ و بو نیست
که میگوید گل خودرو، نکونیست
۲۱دمیدم تا بدانیدم که هستم
فتادم تا نگوئی خودپرستم
۲۲مپنداری که کار دهر، بازیست
مرا این اوفتادن، سرفرازیست
۲۳بهر مهدم که خواباندند خفتم
ز هر مرزی که گفتندم، شکفتم
۲۴نشستم، تا رخم شبنم بشوید
نسیم صبحگاهانم ببوید
۲۵درین بی رنگ و بوئی، رنگ و بوهاست
درین دفتر، ز خلقت گفتگوهاست
۲۶سزد گر سرو و گل، بر ما بخندند
که ما افتادهایم، ایشان بلندند
۲۷بیاد من، کسی تخمی نیفشاند
کشاورز سپهرم با تو بنشاند
۲۸مرا با گل، خیال همسری نیست
هوای نخوت و نامآوری نیست
۲۹اگرچه گلشن ما، دشت و صحراست
ز هر جا رستهایم، آنجا مصفاست
۳۰ز من، زین بیش کس خوبی نخواهد
گل خودرو، ز قدر گل نکاهد
۳۱گرفتم جلوه و رنگی و تابی
ز بارانی و باد و آفتابی
۳۲گلی زیبا شدم در باغ ایام
چه میدانم، چه خواهم شد سرانجام
۳۳