باب اول در عدل و تدبیر و رای

بخش ۱۸ - حکایت عابد و استخوان پوسیده سعدی

شاعر
سعدی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

شنیدم که یک بار در حله‌ای

سخن گفت با عابدی کله‌ای

۱

که من فر فرماندهی داشتم

به سر بر کلاه مهی داشتم

۲

سپهرم مدد کرد و نصرت وفاق

گرفتم به بازوی دولت عراق

۳

طمع کرده بودم که کرمان خورم

که ناگه بخوردند کرمان سرم

۴

بکن پنبهٔ غفلت از گوش هوش

که از مردگان پندت آید به گوش

۵

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ باب اول در عدل و تدبیر و رای (۴۱ شعر) قرار دارد.