نکوکار مردم نباشد بدش
نورزد کسی بد که نیک افتدش
۱شر انگیز هم بر سر شر شود
چو کژدم که با خانه کمتر شود
۲اگر نفع کس در نهاد تو نیست
چنین گوهر و سنگ خارا یکی است
۳غلط گفتم ای یار شایسته خوی
که نفع است در آهن و سنگ و روی
۴چنین آدمی مرده به ننگ را
که بر وی فضیلت بود سنگ را
۵نه هر آدمی زاده از دد به است
که دد ز آدمی زادهٔ بد به است
۶به است از دد انسان صاحب خرد
نه انسان که در مردم افتد چو دد
۷چو انسان نداند به جز خورد و خواب
کدامش فضیلت بود بر دواب؟
۸سوار نگون بخت بی راهرو
پیاده برد ز او به رفتن گرو
۹کسی دانهٔ نیکمردی نکاشت
کز او خرمن کام دل برنداشت
۱۰نه هرگز شنیدیم در عمر خویش
که بدمرد را نیکی آمد به پیش
۱۱