پلیدی کند گربه بر جای پاک
چو زشتش نماید بپوشد به خاک
۱تو آزادی از ناپسندیدهها
نترسی که بر وی فتد دیدهها؟
۲براندیش از آن بندهٔ پرگناه
که از خواجه مخفی شود چند گاه
۳اگر برنگردد به صدق و نیاز
به زنجیر و بندش بیارند باز
۴به کینآوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز
۵کنون کرد باید عمل را حساب
نه وقتی که منشور گردد کتاب
۶کسی گرچه بد کرد هم بد نکرد
که پیش از قیامت غم خود بخورد
۷گر آیینه از آه گردد سیاه
شود روشن آیینهٔ دل به آه
۸بترس از گناهان خویش این نَفَس
که روز قیامت نترسی ز کس
۹