بخش
باب نهم در توبه و راه صواب سعدی
این بخش از «بوستان» سعدی است و ۲۲ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۲۲).
- مورد منتشرشده
- ۲۲
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱بخش ۱ - سر آغازبیا ای که عمرت به هفتاد رفتمگر خفته بودی که بر باد رفت؟خواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲ - حکایت پیرمرد و تحسر او بر روزگار جوانیشبی در جوانی و طیب نعمجوانان نشستیم چندی بهمخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳ - حکایتکهنسالی آمد به نزد طبیبز نالیدنش تا به مردن قریبخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ - گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیریجوانا ره طاعت امروز گیرکه فردا جوانی نیاید ز پیرخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵ - حکایت در معنی ادراک پیش از فوتشبی خوابم اندر بیابان فیدفرو بست پای دویدن به قیدخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶ - حکایتقضا زندهای را رگ جان بریددگر کس به مرگش گریبان دریدخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷ - حکایت در معنی بیداری از خواب غفلتفرو رفت جم را یکی نازنینکفن کرد چون کرمش ابریشمینخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸ - حکایتیکی پارسا سیرت حق پرستفتادش یکی خشت زرین به دستخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹ - حکایت عداوت در میان دو شخصمیان دو تن دشمنی بود و جنگسر از کبر بر یکدگر چون پلنگخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰ - حکایتشبی خفته بودم به عزم سفرپی کاروانی گرفتم سحرخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱ - موعظه و تنبیهخبر داری ای استخوانی قفسکه جان تو مرغی است نامش نفس؟خواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲ - حکایت در عالم طفولیتز عهد پدر یادم آید همیکه باران رحمت بر او هر دمیخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳ - حکایتیکی برد با پادشاهی ستیزبه دشمن سپردش که خونش بریزخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴ - حکایتیکی مال مردم به تلبیس خوردچو برخاست لعنت بر ابلیس کردخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ - حکایتهمی یادم آید ز عهد صغرکه عیدی برون آمدم با پدرخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶ - حکایت مست خرمن سوزیکی غله مرداد مه توده کردز تیمار دی خاطر آسوده کردخواندن شعر ‹
